تاریخ انتشار خبر: 09 آبان 1394 - ساعت 14:55:25
کپی رایت حاکمیت ملی را نشانه گرفته است!

کپی رایت حاکمیت ملی را نشانه گرفته است!

احسان کریمخان، مسئول پروژه‌های نرم‌افزاری مجمع ناشران انقلاب اسلامی: مسیر رسیدن به علم را مین گذاری کرده اند، کپی رایت حاکمیت ملی را نشانه گرفته است!

احسان کریم‌خانی، مسئول پروژه‌های نرم‌افزاری مجمع ناشران انقلاب اسلامی است. او که یکی از متولیان نشر الکترونیک و فروش کتاب از طریق اینترنت است به نظر می رسد باید مدافع جدی حقوق مالکیت معنوی و پیوستن به کنوانسیون جهانی حقوق مالکیت معنوی باشد اما با وجود تمامی مشکلات به وجود آمده از نقض این حقوق در ایران او به شدت با پیوستن ایران به کنوانسیون حقوق مالکیت معنوی WIPO مخالف است.

شما چطور وارد موضوع حقوق مالکیت معنوی شدید و مسئله را چطور می­ بینید؟ چه شده است که احسان کریمخانی نظری مخالف در مورد پیوستن ایران به کنوانسیون برن دارد؟

چیزی که می گویم روایت خودم است روایت مواجهه احسان کریمخانی با این قصه است واقعا. نه در قالب پروهشگر وارد این موضوع شدم نه آدم حقوقی و کسی که حقوق بین الملل می فهمد و نه به عنوان یک فعال فرهنگی حزب­ اللهی. داستان وارد شدن ما در این حوزه این بود که در ابتدا به من گفتند موضوعی هست به نام “حق مالکیت فکری”. این موضوع در دنیا پدیده مثبتی است که حاصل اجماع جهانی است. تا اینکه یکی از دوستان ما آمد و به من گفت تو واقعا باور می کنی که نظام سرمایه داری یک قانون خوب که برای همه قابلیت اجرا داشته باشد ساخته و همه هم از آن تبعیت می کنند و منفعت می برند؟ گفتم فکر میکنی غیر از این باشد؟ در پاسخ گفت فکر کن این اجرا شود، در نهایت چه اتفاقی می افتد؟ گفتم فرض کنیم من  فرمول رسیدن به داروی سرطان را ثبت می کنم. چون مثلا حاصل پانزده سال کار و هزینه من است، برای اینکه حفظ شود و کسی آن را ندزدد، باید این ایده را ثبت کنم تا پس از آن که آن دارو را می فروشم پولش در جیب خودم برود. دوستم گفت: این چه کاری است؟ برو دارو را بفروش تا پول آن در جیب خودت برود. چرا ثبت می خواهی آن را ثبت کنی؟ گفتم ممکن است وقتی محصولم وارد بازار شد، شخص دیگری این فرمول را به دست بیاورد و ایده ی مرا بدزدد. گفت خب اگر او این کار را بکند بد است؟ گفتم بله. گفت حالا از جنبه ی دیگری نگاه کن، من به عنوان نفر دوم می بینم تو پس از ثبت این فرمول قیمت فروش غیر عاقلانه ای برای آن تعیین کرده ای و من توان پرداختش را ندارم. گفتم: خب ممکن است من این کار را بکنم، انحصار طلبی کنم و کاری کنم که بازار کلا دست من باشد اما قطعاً برای این مدل موضوعات فکری شده است و تدبیری اندیشیده اند.

آیا مالکیت معنوی می تواند مانع رشد داخلی کشوری شود؟

زمانی که در آفریقای جنوبی ایدز فراوان شد دو یا سه شرکت آمریکایی – سوئیسی که انحصار ثبت حق اختراع داروی ایدز را داشتند قیمت را  اینقدر بالا تعیین کرده بودند که تعداد زیادی می مردند. رئیس جهمور آفریقای جنوبی که از قضا ماندلا بوده به شرکت­های داروسازی کشورش بودجه تزریق می کند و می گوید شما بروید در آزمایشگاه ها این دارو را تولید کنید. آنها نیز این کار را می کنند. یعنی مهندسی معکوس کرده و دارو را تهیه می کنند و با قیمتی ارزان و به مردم می دهند. شرکت های خارجی شکایت می کنند که ای آقا! ما رفتیم پژوهش کردیم، شما غلط می کنید این کار را می کنید. رئیس جمهور آفریقای جنوبی می گوید من چاره ای ندارم، مردمم بهداشت و درمان و زندگی می­خواهند. در نهایت حکم زندان ماندلا صادر می شود و در تنیجه رسانه های زیادی با این موضوع درگیر می شوند. در نهایت ماندلا زندان نمی رود وشرکت های داروسازی عقب نشینی می کنند ولی می گویند تو خودت تولید نکن ما تولید می کنیم همان یارانه ای که به مردم می دادی به ما بده و …

من پیشنهاد می کنم فصل ششم کتاب نیکوکاران نابکار را خط به خط بخوانید. آنجا روایتی نقل می­کند، می گوید یک زمانی سرمایه مفهومش این بود که تو بگویی من پادشاهم یا من کدخدا هستم و سرمایه ای که دارم سرزمینم است و این مال من است. بعد برای اینکه این گفته را تثبیت کنی، یک سری قوانین و مقررات برای آن می ساختی.

با تغییر دنیا ماهیت سرمایه تبدیل شد به علم. این جریان ابتدا توسط کارخانه ­های ریسندگی و بافندگی در انگلستان بعد از انقلاب صنعتی شروع شد. سرمایه داران با خود فکر کردند اگر کسی دانش ریسندگی را به استرالیایی که مزیت تولید پشم دارد ببرد صنعت ریسندگی ما قطعاً نابود می شود. ما خیلی گوسفند نداریم که بخواهیم با آنها رقابت کنیم، کشور آنها پهناورتر است و نیروی کار ارزان دارند و … بنابراین بهتر است قوانینی داشته باشیم که نیروی کار متخصص اجازه خروج از کشور را پیدا نکند. در واقع نیروی کار را در بند کنیم. این در قرن ۱۷ است. بعد از چند سال قوانینی تصویب می شود که اجازه خروج ماشین ریسندگی و بافندگی را نمی ­دهد.

بعد از آن باز هم مفهوم سرمایه و علم تغییر می ­کند. در علم هایی که الان می شناسیم، به معنای تکنولوژی، به معنای علوم شیمی، مثل همین چیزهای که الان داریم تکنولوژی ساخت هواپیما، موشک، پنسیلین همه اینها دیگر فرمول هستند. دیگر چیزی نبود که در قابلیت محدود کردن در مرزها را داشته باشد و این سرمایه ها قابل کنترل نبود. همان عقلا می نشیند در کنفرانس برن و می گویند اگر قرار باشد همین طور پیش برویم، یعنی مالکیت در مواردی که عینیت داشته باشد قابل اعمال باشد، ما باخته ­ایم چرا که اکنون سرمایه اموالی غیر منقول است، اموالی است که اصلا چیزی نیست که بتوان مهر و مومش کرد. آنهاد به این نتیجه می رسند که باید مفهوم مالکیت را به چیزهایی که دیگر عینیت ندارند نیز اطلاق کرد، که می شود مالیکت معنوی. می گویند معنویت یا فکر یا ایده یا نظر یا طرح یا معماری یا هر چیزی که حاصل تراواشات ذهنی یک نفر باشد قابل مهر و موم است، لب کلامشان این است. بعد در کنفرانس پاریس می گویند که لوگو و نشانه ­های تجاری و طرح های صنعتی و … هم مشمول این است. پس از آن مفهوم پتنت بیان می شود و سازوکاری درست می شود که هر که زودتر ایده ای را ثبت کرد، مالکیت در اختیار اوست.

مثلا شرکت اپل، پتنت گوشی چهارگوشی که در پایین آن دایره است را ثبت می­کند. اگر سامسونگ گوشی چهارگوش بزند باید به اپل پول بدهد. آن چیزی که مسئله را توجیه می­ کرد،” فرهنگ” بود. می­گفتند “ژول ورن کتاب هزار فرسنگ زیر دریا را نوشته است اما مثلاً در هند شخصی همان داستان را با تغییراتی کوچک به نام خودش منتشر کرده است، مثلاً به جای زیردریایی نوشته زیرآبی و از این طریق پول در می آورد. این کار بدی است، بیایید قانون کپی رایت داشته باشیم که فکر را ندزدند، شعر را ندزدند. ظاهر قضیه کاملا قشنگ است. در همه کشورهایی که مقاومت صنعتی، فکری، تمدنی دارند مثل فرانسه، مثل کانادای فرانسوی زبان، مثل کشورهای امریکای جنوبی یا جنوب شرق آسیا، با همین بهانه وارد شدند.

 

به نظر می­رسد ارتباط مستقیمی بین کنفرانس برن و پذیرش مالکیت معنوی و عضویت در سازمان تجات جهانی وجود دارد، اینطور نیست؟

در پذیرفتن WTO یک سه گانه هست به نام “تریپس”. یعنی کسانی که می خواهند وارد شوند باید این سه گانه را بپذیرند. یکی از مفاد این سه گانه، کنوانسیون برن است. در واقعیت اینطور جلوه داده اند که اگر کشوری کنوانسیون را نپذیرد، از نظر دنیای تجاری دزد هست یا حداقل به صورت بالقوه دزد خواهد بود.

یکی از موارد قابل ملاحظه این است که می­ آیند قیمت اجناس را فارغ از پتنت­هایشان محاسبه می­کنند. مثلا قیمت گوشی­های گلکسی اگر قوانین مربوط به پتنت حاکم نباشد، یک سوم و یا حداکثر نصف می­شود. یعنی با نیمی از قیمت نهایی، هم محصول طراحی می­شود، هم تولید می­شود، هم توزیع می­شود، و هم تبلیغ می­شود. بقیه قیمت چیست؟ سهمی از گوشی به خاطر صفحه لمسی یعنی سیستم عاملی که با کنترل انگشت به صورت لمس قابل کنترل است پتنت شده است برای اپل. یعنی هر گوشی اندرویدی که فروش می رود بخشی از پولی که از مشتری دریافت می کند به خاطر حق لایسنس صفحه لمسی است. اگر گوشی قفلش این طور باشد که از چپ به راست باز بشود این هم پتنت شده. اگر دوربین گوشی یک دکمه داشته باشد که اگر آن را فشار بدهی دوربین جلوی گوشی روشن شود هم پتنت شده.

انگار همه چیز پتنت شده است. اگر من به عنوان شرکت جی ال ایکس ایرانی بخواهم گوشی ای تولید کنم که همه این موارد را دارا باشد و آن را صادر کنم، وقتی وارد ترکیه شوم به من خواهند گفت ما قانون کپی رایت را پذیرفته ­ایم، باید ببینیم شما لایسنس های مشمول این محصول را پرداخت کردید یا نه. طبیعی است که با این شرایط این شرکت هیچ گاه نخواهد توانست وارد عرصه رقابت شود.

یک مثال واقعی دیگر می­زنم. محققان ایرانی دارویی برای درمان سرطان ساخته بودند. پیشنهاد شد بروند از FDA (سازمان غذا و داروی امریکا) مجوز بگیرند. در آنجا از آنها پرسیده شد پایه ی دارویی که تولی کرده اید پایه ژلاتین انسانی است یا حیوانی؟ هر کدام باشد باید بروید از شرکتی که پتنتش را قبلا ثبت کرده بخرید. به آن شرکت که مراجعه می­کنی می­گوید لایسنسش را نمی­فروشد. حالا باید چه کاری کرد؟ نه اجازه فروش بین­ المللی داشتند و نه لایسنس را می ­فروشند. آن شرکت راه سومی پیشنهاد می ­دهند. می گویند دارویت را به من بفروش! آن دانشمندی که این فرمول را برای آن شرکت ایرانی ساخته را اپلای می­کند و در شرکت خودشان استخدام می کنند.

ماجرای برنج زرین هم ماجرای معروفی است. در جنوب شرق آسیا که برنج زیادی می خوردند، بیماری فراگیری به وجود می آید که در اثر کمبود ویتامن آ چشمان مردم کم سو می شود. علمای کشاورزی آن منطقه تحقیقاتی می کنند و می گویند باید ویتامین آ را به صورت غنی سازی و ژنتیکی در برنج بگنجانیم. این برنج به اسم زرین معرفی می ­شود. اما می­ بینیم که برنج اصلاح ژنتیکی شده هم پتنتش ثبت شده است. یعنی چی؟ یعنی هیچ کس بدون اجازه از شرکتی که پتنت برنج اصلاح شده را ثبت کرده نمی تواند برنجی را اصلاح نژاد کند و در کشورت بفروشد!

با توجه به این شرایط ثبت پتنت چگونه انجام می­شود؟ نباید پیچیدگی داشته باشد، درست است؟

تقریبا هیچ چیزی نمی­خواهد. اپل یک نقاشی کشیده و به سازمان پتنت های امریکا ارائه داده و آنها هم ثبتش کرده اند. در واقع یک مستطیل را پتنت کرده است و حتا ابعادش را در نظر نگرفته است. با همین هم رقبا را زمین می­زند، hTC را زمین می­زند و Samsung را از بازار اروپا محروم می­کند. زردچوبه پتنت دارد. تاب خوردن بچه پتنت دارد. گیاه سدر پتنت دارد. یعنی اگر شامپو صحت ما بخواهد خارج از کشور فروش داشته باشد باید برود از صاحب لایسنس سدر که یک شرکت داروسازی هلندی است، اجازه بگیرد وگرنه باید غرامت بپردازد.

اگر بگوید خودم به آن رسیده­ ام چه؟

در حق کپی رایت و ثبت پتنت چند شرط داریم. یکی این است که اول چه کسی به آن رسیده و ثبتش کرده است. جدول مندلیوف را یک روس تبار شش ماه قبل از آقای مندلیف کشف کرد اما چون  ثبتش نکرد مندلیوف آن را به نام خودش ثبت کرد. تاچند سال پیش خانواده مندلیف برای هر نوع استفاده از شیمی یا هر نوع مفهومی که در مورد ترازبندی مواد است، ادعای پتنت می­کردند و پول می­خواستند!

با این شرایط به نظر می­رسد پتنت داشتن سودآوری بسیاری بالای می­تواند ایجاد کند.

چه کمپانی ای اکنون بزرگ ترین شرکت دنیاست؟ گوگل. چه دارد؟ پتنت. گوگل موتورولا را می خرد فقط برای اینکه چیزی در چنته ی خود داشته باشد تا اگر روزی اپل از این شرکت شکایتی کرد آنها هم دستاویزی داشته باشند. حالا شرکت سومی می تواند وجود داشته باشد که در این قد و قواره باشد؟ جواب معلوم است: خیر. مدیر بزرگ ترین ماشین ­الکتریکی ساز دنیا، کمپانی تسلا، مصاحبه ای کرد و تمام پتنت ها را رایگان اعلام کرد. به معنی اینکه می توانید استفاده کنید اما نه به صورت تجاری. استدلالی هم کرد که به نظر من خیلی جالب بود. گفت من وقتی بچه بودم آرزویم بود به اینجا که هستم برسم. الان که به اینجا رسیده ام وقتی پشت سرم را نگاه می کنم می بینیم تمام مسیر را مین گذار کرده ام و هیچ کس دیگری نمی تواند به آن برسد.

این وضعیت موجب شورش نمی ­شود؟

تا به حال چندین کنفرانس بین المللی برای مقابله با کپی رایت برگزار شده است. آخرین آنها کنفرانس آرژانتین در دو سال پیش بود. در آن کنفرانس گفته شد که سرمایه داری چند چشم دارد، یکی از چشم هایش همین قانون کپی رایت است. اگر این را از بین ببریم از غول سرمایه داری به احتمال بسیار زیاد خلاص می شویم. تحلیل هایی این گونه مطرح می شد. اما هیچ رسانه ای این کنفرانس ها را پوشش نمی دهد. سوال اینجاست که چرا این سکون عجیب حاکم است؟

البته این اواخر یک سری چیزها را از شمول پتنت خارج کردند. گفتند عناصر طبیعی شامل پتنت نمی­شوند، جاذبه و ادیان هم به همین صورت. معمولا تکنولوژی های خیلی قدیمی و از مد افتاده که دیگر کسی استفاده نمی کند مثل فرمول نیتروگلیسرین دو سه سال پیش از حق پتنت کمپانی  که دینامیت را ساخت بیرون آمد.

یکی از چیزهایی که در فضای کنونی رقابت بین شرکت­ ها شاهد آن هستیم، جنگ پتنت­هاست. این فضا را چطور می­ بینید؟

بالای ۹۰درصد تمام پتنت های دنیا در اتحادیه اروپا و امریکاست. به خاطر همین جنوب شرق آسیا لنوو را از آی بی ام می خرد برای اینکه بتواند از تعداد محدودی پتنت که در انحصار این کمپانی است استفاده کنند. یا گوگل با آن عظمت موتوولا را می خرد، در واقع پتنت هایش را می خرد، جنگ پتنتی اش را با اپل انجام می ­دهد و بعد هم موتوولا را رها می کند.

کره جنوبی وقتی برند سامسونگ را علم می کند از اول اینکه ۳۰ -۳۵ درصد سود خالصش را باید برای پتنت ها خرج کند قبول کرده است. نکته اینجاست که قدرت وکلای سامسونگ به قدرت وکلای اپل نمی رسد.

مثلا ایران موشکی می سازد که زیر سطحی است به اسم حوت. بعد از مانور ارتش در خیلج عمان وزارت دفاع امریکا شکایت رسمی کرد که ایران بدون پرداخت حق پتنت این نوع موشک از آن استفاده کرده است. یعنی پول کالایی را می­خواهند که ایران ساخته است و آنها نتوانسته اند بسازند. یا کمپانی لاکهید مارتین برای هواپیمای آذرخش از ایران شکایت کرده است.

می توان پتنت­ها را ملغا کرد؟

بله باید باید وکیل بگیری و بروی ثابت کنی اینها جزو قوانین طبیعت است. یک نکته خیلی مهم را توجه کنید. فرارمغزها چرا دارد سیستماتیک انجام می شود؟ یک وقت رضا امیرخانی می آید یک چیزی مینویسد که ما مسئله ­مان در دانشگاه توالت فرنگی است و ملت در می روند، یک وقت است می گویم اصلا این مغز در این زمین که صاحبش کسی دیگر است می خواهد چه بکارد؟ مغزی که می گویند اگر خواستید در مورد آیرودینامیک حرف بزنی ۳۵ درصد قوانینش پتنت دارد! می گوید پتنت کی؟ پتنت ناسا. می گویید این که قانون است؟! می گوید نه این استنباط فیزیکی است. به همین دلیل است که ادعا می کنیم مالکیت معنوی رگ های خون رسان نظام سرمایه داری است. فکر، که خون نظام سرمایه داری است، این جوری از کل دنیا جمع می شود در سیلکون ­ولی. این طوری می روند از کل دنیا جمع می شوند در فلان کمپانی داروسازی.

چرا در ایران هر کسی در پروژه ی موتور جستجوی ملی کار کرده الان در شرکت بینگ است؟ چرا نخبگانی که در دانشگاه تهران و شریف در فیزیک جایزه می گیرند، می روند؟ نروند چه کار کنند؟! می توانید بروید آماری از تمام داروهایی که در ایران کشف شده اند بگیرید. چرا بازار جهانی نداریم؟ برای بیماری ام اس شما که می گوید دارویی ارزان تر تولید می کنید چرا با وجود سود سرشاری که دارد نمی روید در ترکیه و آفریقا بفروشید؟

اگر محصول فیزیکی نباشد باز هم مشمول این قانون می شود ؟

مثلاً چه باشد؟

نرم ­افزار باشد، مدل سازماندهی باشد، یا هر چیز غیرملموس دیگری؟

می ­شود داستان نرم ­افزارهایی که ما در ایران بصورت کرک شده استفاده می ­کنیم. هر کدام اینها ده­ها و صدها دلار قیمت دارد اما ما همه ­ی آنها را با هم بیست هزار تومان می خریم! بعد موقع خارج رفتن باید دلهرۀ این را داشته باشیم که لپ­تاپمان لو نرود و معلوم نشود لایسنس­های اصلی را نخریده­ ایم.

به نظر می­رسد این مباحث را باید از زاویه مذهبی و شریعت هم بررسی کنیم.

در ایران Right را به حق ترجمه کردند. می­گوییم حق مالکیت معنوی و فکری. این خودش یک بار ارزشی به این مفهوم می­دهد که متاسفانه حوزه ­های علمیه ما خیلی در این فضا عقب هستند.

امام می گوید ما این را اصلا قبول نداریم. وقتی فکر تولید شد، کتاب شد، می توانی بگویی این مال من است و تو حق نداری از این کتاب بدون رعایت امانت نسخه برداری یا کپی برداری بکنی. اما ایده صاحب ندارد، این را امام در تحریرالوسیله می­گوید. در واقع “العلم نور. یقظف الله فی قلب من یشاء” مال تو نیست، امانتی است که به دست تو داده اند. تو تولید کردی و آن را عرضه کردی. این تولید صاحب دارد.

یعنی با این مبنا ما می­توانیم مهندسی معکوس بکنیم؟

بله، آزاد است. دقیقا همین چیزی که چند دقیقه پیش مطرح شد. من خودم نیتروگلیسیرین را کشف می کنم. یک قاعده فقهی داریم به اسم “حبس العلم”. می گوید اگر کسی بگوید باروت برای من است و به دلیل مادی علمش را منتشر نکند، حاکم شرع می­تواند او را مجبور به انتشار علم بکند.

در ساختار حاکمیتی ایران تا حالا چه اتفاقاتی در این حوزه افتاده است؟

قبل از دولت نهم کارهایی در این زمینه کردند و بعد برای اعلام نظر فرستاده شد خدمت مقام معظم رهبری. آقا هم جواب دادند که بر طبق شرایط حاکم بر کشور صلاح نمی ­دانم، بلکه مضر است. چند سال قضیه معطل ماند و دوباره در اواخر دولت دهم این بحث با محوریت اتاق بازرگانی مطرح شد. دوباره به دفتر آقا می فرستند و دوباره می گویند که شرایط قبلی حاکم است.

پس اصل پذیرفتن این معاهده منتفی نیست؟

اصلش زمانی است که مانند سامسونگ بتوانی مقابل اپل بایستی. تو آنقدر به لحاظ علمی در پزشکی در کشاورزی در هوا و فضا دستت باز شده باشد که بتوانی معامله کنی و علیه طرف مقابل ادعا داشته باشی. اما الآن توان گفتگو نداریم. مثلا یکی از دعواهایی که در جریان هسته ای شکل گرفت این بود که کمپانی های هسته ای فرانسه گفتند شما ممکن نیست که کیک زرد را بسازید. پرسیدند چرا؟ گفتند پتنتش برای ماست. در این شرایط ببینید قبول این قانون چه بلایی را می توانست بر سر ما بیاورد.

برگردیم به فضای تحولات داخلی. ببینید، مثلا یکی از بهترین گیم های ایرانی، گرشاسب است که تولیدکنندگانش تشریف بردند گیم لافت. نتوانستند محصول خود را بفروشند. پرسیدیم چرا؟ گفتتند چون هیچ کدام از نرم افزارهایی که از آنها استفاده کرده ایم با لایسنس اصل نبوده اند اجازه فروش در کشورهایی که قانون کپی رایت را پذیرفته اند نداریم. از سوی دیگر چون کشور ما این قانون را نپذیرفته جایی برای عرضه محصول در خارج از کشور نداریم.

با توجه به این محدودیت­ها چرا ما این معاهده را نمی­پذیریم؟

اگر قبول کنیم در دانشگاه هایمان را ببندیم می­توانیم به این معاهده بپیوندیم. مثل کره یا تایوان که سامسونگ می آید با افتخار یک مرکز تحقیقات می­زند و دو هزار دانشجو می گیرد. مطمئا باشید با پذیرفتن این معاهده آی ­بی ­ام و گوگل هم در داخل کشور دوره رسمی برگزار می ­کنند. نتیجه چه می ­شود؟ نتیجه این می ­شود که نیروی انسانی در جغرافیا می ماند اما توان فکری اش را می دهد به گوگل. من با مسئلۀ اقتصادیش خیلی مشکلی ندارم. مشکل اینجاست که ممکن است مایکروسافت بگوید من به وزارت اطلاعات­تان ویندوز نمی دهم! یعنی در واقع حاکمیت به معنای کسی که داخل کشور توان تولید علم، کنترل صنایع یا هر چیز دیگر دارد وجود ندارد.

یعنی شما معتقدید که کشورهایی که به این معاهده پیوسته­اند حاکمیت مستقلی ندارند؟

بروید بپرسید. کمپانی های امروز دنیا سرمایه فکریشان را چطوری جذب می کنند؟ چیزی که ما داریم می گوییم چیز وحشتناکی است؛ رگ های خون رسان نظام سرمایه داری مفهوم جدی است.

پس چطور چین کپی می کند و صادارت هم دارد؟

چین و برزیل و هند داستان متفاوتی دارند. دعواهایی که چین با بقیه دنیا دارد نگاه کنید. چین در چه صنایعی دنیا را گرفته است؟ صنایع های­ تک؟ نه، در صنایع خرد که توان رقابت با وکلایش در کشورهای دیگر را دارد.در ضمن خود حاکمیت دارد می جنگد و با شرکت­های خارجی طرف می­شود. دولت چین با فروختن سهم بازارش، شکایت شرکت­ها در مورد نقض کپی ­رایت توسط شرکت­های چینی را لغو می­کند.

به نظرم بهتر است از کالاهای های­تک صرف نظر کنیم. چین الآن در میلیاردها نوع کالای خرد بازارها را تصاحب می ­کند و کسی هم شکایت از نقض قوانین کپی رایت نمی­کند.

غیر از کالاهای های­تک، در واقع سود اینقدر نیست که وارد دعوا بشوند.

شما ادعا می­کنید که همه نسبت به این شرایط معترض هستند و ناراضی. پس چرا صدای مخالفی به گوش نمی­رسد؟

در ایران کمتر از ۲۰ نفر می فهمند که کپی رایت یعنی چه.

شاید الان این وضع باشد اما تصویری که شما از شوری آش می­دهید، این سیستم را از درون منفجر خواهد کرد.

هر سال قسمت های شور آش از حوزه پتنت خارج می شوند. اما به این نکته توجه کنید که رسانه در غرب نسبت مستقیم دارد با قدرت سرمایه داری. تمام شبکه های کامپیوتری اینترنتی موبایلی و ماهواره ای را نگاه کنید، تا حالا یک برنامه در این مورد توضیح نداده است. دو تا پژوهشگر وجود ندارد که این حرف ها را بزند.

در ایران چه کار کنیم؟

چین و برزیل و هند دارند چه کار می کنند؟ ما هم همان کار را بکنیم. در ایران چند تا مسئله در مورد اقتصاد فرهنگ و نسبتش با کپی رایت مطرح می شود که همه اش مزخرف است. مثلا می­گویند فیلم ما را دارند کپی می کنند، موسیقی ما را کپی می­کنند. خوب شبکه سینمای خانگی و پلیس را تقویت کنید تا این اتفاق نیفتد. اعتراض تان به چی هست که در قوانین داخلی جواب نمی گیرد و باید بروید در دادگاه صالحۀ خارجی؟ ما هیچ دلیلی برای پذیرفتن کنوانسیون برن نداریم ولی دلایل متعددی برای تقویت قانون سال ۴۲ در مورد حقوق تجارت داریم.

مشکل حوزه اقتصاد فرهنگ این چیزها نیست. مشکل به نظر من ندیدن بازار جهانی است. بازار جهانی را می شود فتح کرد اما اصول دارد، راه دارد. مثلا شرکت سییچه در دانشگاه شهید بهشتی اپلیکیشن ریکوردیوم را ساخته است و به راحتی دارد توی آی تیونز می­فروشد.

شرکت­های خارجی سختشان نیست که به مایی که قانون کپی رایت را نپذیرفته ­ایم محصول بفروشند؟

معمولا این قدر گیر ندارد. در قصه کتاب که مطمئنا مشکلی نداریم. نکته این است که می شود به صورت احترام متقابل کار را پیش ببری. نکته اینجاست که تا وقتی دست بیل می­سازی مشکلی نیست وقتی وارد حوزه بازی بزرگان می شود تازه قانون جدی است.

با این توجیه می گویند ما وارد آن بازی نمی شویم پس می توانیم بپذیریمش.

ولی قرار ما این است که وارد بازی هایتک شویم داستان متفاوت است. ایران از معدود مملکت های دنیاست که می گوید من می خواهم به لحاظ علمی سوم دنیا باشم، تولید ناخالصم ۷۰ درصد از علم باشد. ایران سال ۱۴۰۰،ایرانی است که جی دی ­پی ­اش ۳۰ درصد از علم است. یعنی فروش علمی. با پذیرش کنوانسیون اصلا محلی از بازی نداریم.

به نقل از پایگاه مطالعه و پایش فرهنگ بنیان

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]