تاریخ انتشار خبر: 17 خرداد 1394 - ساعت 12:43:54
برداشتی از رمان پارسیان و من

برداشتی از رمان پارسیان و من

درون­مایه­ داستان این است که نیروی اهریمن در همیشه­ تاریخ با خداپرستان در جنگ بوده و هست و از هیچ نیرنگی در این راه فروگذار نمی­کند. اگر اهریمن بر حاکمان تسلط یافت و مردمان با سکوت خود او را یاری کردند، چیزی جز نکبت و بدبختی برای حاکمیت و مردم در پی نخواهد بود. اما...

 

  • «خدال ختالاگ گوش خدوخواس خی خیب.» (167) آیا تا حالا کسی با این زبان با شما حرف زده است؟ این کلمات متعلق به چه زبانی است؟ آیا می­دانید بازی­ کَوَدی، و آبگوشت اوجیزک، یا نان قلیفی، مخصوص کدام منطقه­ ایران بوده است؟ آیا می‌­دانید کوروش، سربازانش یا روحانیون زرتشتی زمان او چه مدل لباس هایی می­‌پوشیده­‌اند؟ می­دانید کوروش چگونه بابل را فتح کرد؟ می­توانید حداقل ده نام ایرانی اصیل نام ببرید؟آیا ...؟ پارسیان و من، رمان بسیار جذابی است که با انواع و اقسام این اطلاعات خواننده را با خود به سفری کاملا ایرانی می­‌برد. توصیفات آرین از دشت و فضاهای سرسبز طبیعی، و ارتباطات خانوادگی و دوستانه، مهمان دوستی و آداب­دانی ایرانیان و خداپرست بودن و غیور بودنشان، حال و هوایی خاصی ایجاد می­‌کند که شور و حال زندگی، از لابه لای خطوط، روان خواننده را نوازش داده، و حس لذت­بخشی به او می­دهد.

مجموعه­ سه­ قسمتی «کاخ اژدها»- «راز کوه پرنده»- «رستاخیز فرا می­رسد»، یک اثر سه ­گانه­ تاریخی-اسطوره­ای از آرمان آرین است که به­ خوبی می­‌تواند اسپایدر من، 5­گانه­ ی آنتونی هورویتس، «دروازه­­ی کلاغ»، «طلوع تاریکی»، ستاره­ دهم کاترین وسلی، «بت­من»، و .... آثاری از این دست را پشت سر گذارد. این اثر در سال 1385 توسط «موج»، به چاپ پنجم رسیده و نویسنده آن را «به میهن محبوبم» تقدیم کرده است. گرچه در ویراستاری و املای برخی کلمات مشکلاتی وجود دارد (تهمورس/ث؛ بالشاسر/بالتاشر؛ آژی­تاک/آژتیاک/گ) اما به­ طور کلی صفحه ­آرایی و مشخصات ظاهری کتاب مناسب است.

رمان در قسمت اول 13 فصل، دوم 16، و سوم 23 فصل دارد و با سبک مدرن، در ژانر تخیلی خودنمایی می­کند. بی­شباهت به رئالیسم صوری هم نیست. نویسنده سعی داشته تا با واقعیت­ نمایی زمان را در نوردد و صحنه و موقعیت را تجسم ببخشد. گاهی مهارت آرین در صحنه­ پردازی چنان خودنمایی می­‌کند که مخاطب را از لحظه جدا کرده و در عمق صحنه قرار می­دهد. حال و هوای داستان با «آِینده کهن»، «اشوزدنگهه»، «باغ سیاه» و ...اشتراکات فراوانی دارد. حتی برخی توصیفات و شخصیت­‌ها ویژگی های مشترک دارند.

جذابیت­‌های داستانی، گره و تعلیق­‌های مناسب، صحنه­‌پردازی­‌های قوی، شخصیت­‌های صمیمی و قهرمان، دلاور و خداپرست، رنگ و بوی زندگی و فرهنگ اصیل ایرانی در اغلب صحنه­‌ها، از ويژگی­‌های بارز این رمان است. راوی­‌ها متعددند. گاهی یکی از شخصیت­‌ها خود، راوی می­شود و قسمتی از پیشنه­ی ماجراها را (گذشته­ی تاریخی) تعریف می­کند. این تکنیک، اثر را از یکنواختی و یکدستی، یا چند پاره بودن می­‌رهاند چون داستان بعدی با تعریف یک راوی شرکت کننده، به داستان قبل متصل می­‌شود.

ویژگی­ های دیگر رمان

درون­مایه: درون­مایه­ داستان این است که نیروی اهریمن در همیشه­ تاریخ با خداپرستان در جنگ بوده و هست و از هیچ نیرنگی در این راه فروگذار نمی­کند. اگر اهریمن بر حاکمان تسلط یافت و مردمان با سکوت خود او را یاری کردند، چیزی جز نکبت و بدبختی برای حاکمیت و مردم در پی نخواهد بود. اما با قیام موحدین (اسطوره­ ها) و یاری قطعی خداوند، اهریمن مغلوب خواهد شد و زندگی جاری می­‌شود.

براساس داستان، خداپرستان ظلم­‌پذیر و منفعل نیستند و در برابر ظلم می­‌ایستند. نیروی خداپرستان در روح معنویت و وابستگی آنان به منبعی آسمانی است.  اهریمنان و شیاطین در هر شمایلی هستند و نیرویی به جز جادو و طلسم ندارند: در قیام کاوه و آفریدون معلوم می­‌شود که شیطان به شکل­‌های آشپز، حکیم، و مشاور شاه، درآمده است.علت تمام بدبختی­‌ها و گرفتاری­‌های انسان، گوش کردن به دستورات شیطان است؛ مثلا: علت فروپاشی تخت و تاج جمشید شاه غرور او و اطاعت از اهریمن است. یا: بیوراسپ به خاطر شکم‌پرستی مطیع شیطان می­‌شود و ....

  • : بیرون نیامدن برای مدتی طولانی از یک محیط (مثل کاخ یا خانه)، نمادی است از ماندن در خود و آنچه مربوط به دنیای خود است، که بی­‌خبری از هستی و حقیقت را نیز به دنبال می­‌آورد. این مفهوم موتیفی است که آرین به آن علاقه­ مند است و از آن مانند یک موتور محرّک برای خلق داستان به‌خوبی استفاده می­کند. در آینده­ کهن، باغ سیاه، و سومین قسمت از پارسیان این موضوع قابل رؤیت است.

ویژگی­ های مشترک دیگر در سه قسمت: در شخصیت­های اصلی و فرعی سه داستان اشتراکاتی به چشم می­خورد: مثلا: کوروش نوه­ی آژیتاک (شاه ماد) است. آژی تاک خواب می­بیند که کوروش حکومتش را نابود می­کند و دستور می‌­د­هد که  او را -پس از تولد- سر به­نیست کنند. مأموری او را به زن و مرد دهقانی می­‌دهد و بچه­ مرده­ آنها را برای آژی­تاگ می­‌آورد. این راز پس از چند سال برملا می­‌شود و آژی­تاگ می­‌گوید کاری با کوروش ندارد و کوروش به کاخ برمی­‌گردد. بردیا هم ده سال اول عمرش با مهرداد و سپاکو در روستاهای اطراف همدان زندگی می­‌کرده است. در داستان دوم: سیاوش که مشخص نیست پدر و مادر واقعی­اش چه کسانی بوده‌­اند، نزد زن و شوهری در کنار یک جاده زندگی می­‌کند و سپس به پیرمردی فروخته می­‌شود. زال هم که گمان می‌شده دیوزاده است در بیابان رها می­‌شود اما سال­‌ها بعد، پدرش (منوچهر) او را نزد خودش برمی­گرداند و او مردی دانا و حکیم می­‌شود. مورد دیگر از اشتراکات بین سه قسمت: استفاده از یک راه زیرزمینی مخفی و پیش روی در یک راه سنگی در آب یا زیرزمین در سه قسمت وجود دارد/ وجود تعدادی از دیوها از زمان هوشنگ در جنگل­‌های مازندران در داستان اول، و ظلم و جادوی آنان در زمان رستم در داستان دوم و نابودی تمام آنها در داستان سوم/ است.

اشتراک دیگری که در سه قسمت رمان وجود دارد: درگیری قهرمان نوجوان با عشق ناگهانی است که در هر سه، انتهای ماجرا چیزی جز غم و هجران نیست. باید گفت باتوجه به مخاطب رمان که در رده­ نوجوان است، احتیاط و ملاحظات بیشتر در پرداختن به این موضوع شایسته­‌تر بود که متأسفانه در قسمت سوم این بی­احتیاطی زیاد شده و فصل «عاشقانه در کوهستان» احساسات شدید و عشق­ورزی داغی بین دو نوجوان اتفاق می­افتد. عدم توجه به سن مخاطب، در قسمت دیگری از همین داستان اتفاق افتاده است: پس از فتح بابل و رسیدگی به امور شهر، توسط کوروش، دوهزار زن زیبایی که از ملیت­ ها و اماکن مختلف دنیا در حرمسرا بوده ­اند، امان داده می­شوند و با دارایی مناسب به سرزمینشان باگردانده می شوند. در ص 118 در مورد رسیدگی به امور حرمسرا شوخی­‌هایی بین داریوش و بردیا رد و بدل می شود که تجدید نظر می­ طلبد. (118- 119 ). 

توصیف کوروش: در پارسیان و من، کوروش با بهترین توصیفات یاد شده است: پادشاهی بزرگ و مهربان، موحد، نجات بخش جهان، برگزیده  خداوند، مشخصات او در کتاب اشعیای نبی نوشته شده است، چشمان زیبا و پرنفوذ و قهوه­ای، موی بلند و سیاه، ریش پرپشت گندمی مجعد، قد بلند، لباس های ساده، صدای گرم و نافذ، متفکر -از بچه­ گی. او (کوروش) به بحث جبر و اختیار هم وارد می­شود و البته جواب قانع­‌کننده­ای ارائه نمی­دهد: بردیا: شما مجبورید که کشورها را بگیرید و شاه باشید؟ ...کوروش: ما مجبور هستیم و البته نیستیم.... تو مجبوری چون به دنیا آمده­ای و ... ص 82-83)/// ... بردیا: شما از جواب دادن به من طفره رفتید! کوروش: دقیقا! چون جواب آن در حیطه­ی دیوانگی­های شخصی من است. نه حوزه­ی عقل و منطق مادی! و در برابر اصرار بردیا یک پس گردنی به او می‌زند و می­‌گوید در مورد این حرف­ها کتابی نوشته‌­ام که در کتابخانه­ شوش نگهداری می­‌شود. کوروش در مورد علت نابود نشدن شیطان هم، سخن می­‌گوید و با بیانی در مورد زمان کران­دار و زمان بیکران جواب این سؤال را می­دهد. (ص 136)

  • نکته‌های ظریف:
  • گویا نظر آرین این است که الهامات غیبی و اتصال اولیای خدا به منبع آسمانی در ابتدا شک به دیوانگی را در ذهن خود آنها هم ایجاد می­کند.....کوروش: می­دانی کسی که در خواب با من سخن می­گوید کیست؟ خداوند است! ... احساس می­کنی پدرت دیوانه شده است؟ (ص71) این عبارت در آینده­ی کهن، در مورد پیامبر نیز استفاده می­‌شود: پیامبر پس از وحی: آیا من دیوانه شده­ام؟)
  • برخی صحنه­ها در قسمت سوم رمان، شرایط «رجعت» را تداعی می­‌کند: اهریمن و پیروانش که مرده­اند باز هم زنده می­‌شوند: «ضحاک توده­ای سیاه بود که از خلال قرون گذشته و به ما رسیده بود. چشم­‌ها و پوستش پوسیده و لباس­هایش پاره و خاک­آلوده بود. به­‌سوی سوشیانت رفت و ...». سربازان ورجمکرد هم انسان­هایی باستانی و قهرمانند که از زیر زمین بیرون آمده و به جنگ با اهریمن می­‌روند.
  • برخی جملات و مفاهیم هم مخاطب را به یاد تناسخ می­‌اندازد: مثل: «مرا به یاد مردی انداخت که دیگر خودش نبود اما تا ابد در من زندگی می­‌کرد.» (ص 284/2)
  • برخی موارد مفاهیم با قسمت‌هایی از کتاب‌های مقدس ادیان منطبق است: آیا صبح نزدیک نیست؟/ در رستاخیز آسمان دوپاره می شود کوه­ها فرو می­ریزند و ابرها تبخیر می­‌شوند .../ کوروش می­‌گوید نمی­داند رستاخیز کی اتفاق می­افتد. آن روز، فردا یا هزار سال دیگر و .... سیمرغ می­گوید: بزرگترین نبرد دنیا فرا خواهد رسید... همه­ رازها آشکار می­‌شود ... همه­ کوه­‌ها متلاشی می­‌شوند ... رستاخیز نامی است که ما بر آن گذارده­ایم. بردیا در خودت شک کن. اما در رسیدن آن روز نه!» و یا ویژگی‌هایی که سیمرغ از دوران پس از اهریمن می­‌گوید.
  • مشخصاتی که برای منجی در رمان بیان می­شود، که برخی از آنها با ویژگی­های نقل شده از امام زمان (عج) مطابقت دارد: «او مردی نورانی است با مو و ریشی بلند و چشمانی میشی رنگ، زیبا و باشکوه؛ سوشیانت. آخرین نواده­ی پیامبر و آخرین منجی رهایی­‌بخش جهان.» منجی گویا 40 ساله است و عمر او به‌­طور غیرطبیعی زیاد می­شود (نوزادی که با هر گام دو سال بزرگ می­شود و ده گام برمی­دارد).
  • از تفاوت­‌های «قهرمان» و «اسطوره»­ در «پارسیان و من» با قهرمان­‌های رمان­‌های تخیلی غربی به موارد زیر می­‌توان اشاره کرد؛ اسطوره در اثر آرین:
  • خداشناس است و در وقت تنگی و سختی از او (خداوند) کمک می­‌خواهد.

-خانواده دارد و به بزرگان و پدر و مادر خود بسیار احترام می­‌گذارد.

-هرگز با جادو و طلسم میان‌ه­ای ندارد؛ هرآنچه هست خود اوست و نیرویی که از منبع «خیر» می­‌گیرد.

-کلامی پاک و رفتاری متین دارد و اخلاق نیک و بزرگواری در کنار قدرت منحصر به فرد از ویژگی­‌های اوست. او در مواجهه با دشمن خود هم، اخلاقیات را رعایت می­کند.

-ظلم‌­پذیر و ظالم­‌پرور نیست و با توکل به­ خدا و پشتیبانی مردم بر علیه ظلم قیام می­‌کند.

-احترام به بزرگتر و مخصوصا پدر و مادر، گرامی داشتن مهمان، و رسیدگی به حال درماندگان، از خلقیات اوست.

در کل «پارسیان و من» -منهای موارد اندک برای بازنگری- اثر تأثیرگذار، بدیع و قابل تأملی در حیطه­ رمان و ادبیات کشور است و تقدیر و توجه درخوری می­‌طلبد.

یادداشت از خانم الهی

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]