تاریخ انتشار خبر: 09 فروردين 1394 - ساعت 06:16:52
مکان‌های عمومی

مکان‌های عمومی

کتاب «مکان‌های عمومی» از گفت‌وگوهای عامیانه میان مردمان ساده دل، با نثر روان حکایت دارد و درباره آدمی است که به دلیل سرخوردگی در ایده‌هایش تصمیم به انزوا می‌گیرد.

«مکان‌های عمومی»

نویسنده: نادر ابراهیمی

انتشارات: روزبهان

تعدادصفحه 136

کتاب «مکان‌های عمومی» از گفت‌وگوهای عامیانه میان مردمان ساده دل، با نثر روان حکایت دارد و درباره آدمی است که به دلیل سرخوردگی در ایده‌هایش تصمیم به انزوا می‌گیرد اما بودن او در مکان‌های عمومی و موقعیت‌های مردمی و اجتماعی نوعی تضاد و تقابل را برای او به همراه دارد.

 

 

اگر چه این داستان‌ها هم در سال ‌1345 به رشته تحریر در آمده و در زمره نخستین داستان‌های کوتاه اوست اما حرف‌هایش از حال و هوای تازه‌ای برخوردار است. حرف‌هایی که باید برای فهم و درک بهتر آن، از حال و هوای آن سال‌ها بیشتر دانست و روزگار او را بهتر و دقیق‌تر تحلیل کرد. در برخی داستان‌های نادر در کتاب‌های دیگر او شخصیت ثابتی به نام‌ «محمود» حضور دارد، شخصیتی که از قضا بی‌شباهت به خود آقای نویسنده هم نیست. درمکان‌های عمومی او را بیشتر می‌توان دید و شناخت. محمود در زمان حال‌سال‌های معاصر داستان‌ یک مبارز وطن‌پرست است که از زاویه دید خودش جامعه‌اش را به تصویر می‌کشد و آینه‌ای می‌گذارد تا دیگران آن‌چه را او می‌بیند، بنگرند، انگار مسئول کالبدشکافی جامعه اطراف خود است. 9 داستان‌ِ این کتاب بیش‌تر حال و هوای اخلاقی و اجتماعی دارند، نوشتن داستان «اخلاق نو» و «زبان‌دیگر» بازتاب احساس نویسنده به فضای اخلاقی و اجتماعی دوران خود است. و شاید نوشتن داستان اخلاق نو در زمانه نادر که بازار فرنگی‌مآبی رونق فراوانی داشته جسارتی می‌طلبیده ستودنی. در این کتاب، نادر به فرم داستانی نزدیک‌تر شده و شخصیت‌ها بیشتر قابل درک، زنده و ملموس‌اند و نمادهای پیچیده‌ای که گاهی در داستان‌های دیگر به چشم می‌خورد کم‌تر وجود دارد و از همین روی داستان‌ها همه فهم‌تر است.

 

 

یک لقمه از کتاب:«آقا محسن، پینه‌دوز خیابان بی‌سیم نجف آباد، با 24 سال سن، 14 سال سابقه پینه‌دوزی و یک پای کج کوتاه، دیوانه ورزش بود. نمی‌شود گفت به طور دقیق، ولی شاید در حدود نه دهم در آمدش را خرج ورزش می‌کرد. تمام مسابقه‌های کشتی، ‌بوکس، فوتبال، وزنه‌برداری، و حتی والیبال را می‌دید. بیشتر از همه کف می‌زد، بیشتر از همه عرق می‌ریخت، بیشتر از همه نعره می‌کشید و بیشتر از همه‌ وقتی در یکی از مسابقه‌های میان ایران و بیگانه‌ها ایران می‌باخت‌ دلشکسته می‌شد.» 

 

 

به نقل از کتابدوست

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]