تاریخ انتشار خبر: 13 بهمن 1392 - ساعت 01:56:16
 رمان شاهنشاه در کوچه دل‌گشا

رمان شاهنشاه در کوچه دل‌گشا

کتاب حاضر، داستان طنزى درباره روابط پنهانى رضاخان با اشخاص متعدد و کشورهاى دیگر است.

رمان «شاهنشاه در کوچه دلگشا» نوشته محمدعلی علومی درباره وقایع تاریخ معاصر ایران، مانند کودتای 28 مرداد 32 و عملیات آژاکس است. به شاه خبر می دهند که انگلستان قصد کودتا دارد و می خواهد سلسله جدیدی را حاکم کند. شاه به سبک شاه عباس با لباس مبدل به کرمان می رود، چون آنجا یکی از مراکز قدیمی نفوذ استعمار بریتانیا و مقر پلیس جنوب بوده است. به این ترتیب یک دیکتاتور با اقشار پایین جامعه همنشین می‌شود. فضای این رمان به فراخور موضوع، آمیخته‌ای از طنز و ترس است و از رهگذر این حالت گروتسک به جهان داستان‌های کافکا نزدیک می‌شود. جایی از این رمان کلاغ به ساواک کرمان خبر می‌دهد که شاه و دوست او «آماشاءاله ایرانمنش» علیه رژیم پهلوی صحبت می‌کرده‌اند.

 

رمان شاهنشاه در کوچه دلگشا چندی پیش جایزه بخش رمان کتاب سال طنز را از آن  محمدعلی علومی کرده است. فضای این کار مانند اغلب کارهای علومی فضایی است که خواننده را در نوعی ترس و دلهره و از سویی دیگر با موقعیت های ناب طنزروبه‌رو می کند.

 

کتاب حاضر، داستان طنزى درباره روابط پنهانى رضاخان با اشخاص متعدد و کشورهاى دیگر است. گفت و گوهای شاه با شوستر، نیکسون، زنان دربار و شخصیت هاى‏سیاسى سایرکشورها، اوضاع سیاسى و مبارزات مردم، نشست‏ها ومذاکرات با رجال سیاسى ایران از جمله هویدا، تیمسارنصیرى، شب‏نشینى‏ها و قمار درباریان، سفر هفت ساعته شاه به زمان آینده‏ و مشاهده مبارزات مردم از جمله مواردى است که به صورت‏ طنز در این داستان به آن ها اشاره شده است.

 

 

در بخشی از این رمان می خوانیم: «...به هرحال یارو یک خرده مارو چپ چپ نگاه کرد و گفت: نام محفوظ... به آن آبجی ات بگو پایش را از تو کفش ما دربیاورد و الا شکمش را سفره می کنم قاچاق هرویین جنوب ایتالیا در انحصار من است. قرار بر این بوده که جنس ایران و ترکیه و آن طرف اروپا مال او باشد و این طرفش مال من، حال شنفته ام آبجی خانمت پشت سر ما کرکر می خواند و خیالاتی دارد. محض گل روی شماست که هیچی به او نمی گویم و الا اگر باز هم پررویی کند به شاخ سبیل داش های رم، با قمه حسابش را می رسم یا می دهم به این شازده پسرها یک گلوله حرامش کنند، روشن شد...؟»

 

داستان در دو قلمرو، اساطیر، قصه ها و باورهای رایج در فرهنگ مردم و در عین حال در قلمرو واقعیت های تلخ و مسخ کننده اتفاق می افتد و از این زاویه و منظر، رئالیسم جادویی با بینش و بیان طنز محسوب می شود.

 

در بخشی از داستان به اعتراضات مردم پرداخته شده است: «شاهنشاه از داروخانه زدند بیرون و یکدفعه متوجه شدند که دوباره همه چیز به هم ریخته و تغییر کرده است مثل روز تعطیل، کرکره همه مغازه ها پایین است و کسی توی خیابان و میدان نیست که ناگهان فریاد جماعتی از پشت سر اعلی حضرت بلند شد: مرگ بر شاه، مرگ برشاه، بگو ... رمق از دست و پای شاهنشاه در رفت، ترس مثل صخره ای عظیم بر ذات همایونی نشست و له شان کرد شاهنشاه درمانده و بی پناه، دور و برشان را نگاه کردند تا بلکه پروفسور را پیدا کنند افسوس اثری از پروفسور نبود اما گروهی عظیم از زن و مرد و بچه در حالیکه عکس های متعدد و پرچم های رنگ به رنگ و نوشته های لااله الاالله و استقلال آزادی جمهوری اسلامی و مرگ بر سلطنت پهلوی و ... به دست داشتند جلو می آمدند همه چهره ها مصمم، شجاع، خشمگین. شاهنشاه از ته دل آه کشید مرگ بالای سر اعلیحضرت پرپر می زد چنگال سرد مرگ بر قلب شاهنشاه پنجه کشید اما از آنجا که در هنگام خطر مغر بشر به سرعت فعال و چاره جو می شود شاه فوراً دستار را طوری به دور سرو صورت و دهان پیچیدند که فقط چشمهایشان بیرون ماند شبیه فلسطینی ها...»

 

 

در ادامه این داستان طنزآلود نویسنده به اشرف خواهر محمدرضا پهلوی و قاچاق مواد مخدر او اشاره می کند و موقعیت او را در طی سفری که به ایتالیا داشته و با یکی از مافیای ایتالیا محاوره کرده است بازگو می کند.

 

در قسمتی از این بخش می خوانیم: «... به هرحال یارو یک خرده مارو چپ چپ نگاه کرد و گفت: نام محفوظ... به آن آبجی ات بگو پایش را از تو کفش ما دربیاورد و الا شکمش را سفره می کنم قاچاق هرویین جنوب ایتالیا در انحصار من است قرار بر این بوده که جنس ایران و ترکیه و آن طرف اروپا مال او باشد و این طرفش مال من، حال شنفته ام آبجی خانمت پشت سر ما کرکر می خواند و خیالاتی دارد. محض گل روی شماست که هیچی به او نمی گویم و الا اگر باز هم پررویی کند به شاخ سبیل داش های رم، با قمه حسابش را می رسم یا می دهم به این شازده پسرها یک گلوله حرامش کنند، روشن شد؟»

 

در قسمت دیگری از کتاب نویسنده داستان به توصیف شکنجه یک روستایی توسط ساواک می پردازد.

 

در مجموع، کتاب حاضر مجموعه ای از موقعیت های طنز به همراه نگاه های طناز نویسنده به سال های سیاه حکومت طاغوت است که خواننده را برای مدت کوتاهی هم که شده به اعماق آن سال ها می برد تا سفری هر چند خیال انگیز در دل تاریخ معاصر کشورمان در دهه های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی داشته باشد.

 

چاپ(چهارم 1390) رمان «شاهنشاه در کوچه دلگشا» که محصول مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری است، در 552 صفحه، با تیراژ 2500 نسخه و قیمت 9000 تومان توسط انتشارات سوره مهر در تهران چاپ و منتشر شده است.

 

به نقل از خبرگزاری فارس 

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]