تاریخ انتشار خبر: 29 آبان 1392 - ساعت 07:08:26
شناخت ادوارر وشنفکری در ایران

شناخت ادوارر وشنفکری در ایران

کتاب روریارویی با تجدد است که در دو جلد به بررسی تاریخ تفکر در ایران و نحوه مواجهه ایرانیان با تجدد می پردازد.

 

عبدالله نصری،پژوهشگر و دانشیار فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی(ره)است که آثار مختلفی را در قالب کتاب و مقاله به جامعه علمی کشور عرضه کرده است و از آن جمله کتاب روریارویی با تجدد است که در دو جلد به بررسی تاریخ تفکر در ایران و نحوه مواجهه ایرانیان با تجدد می پردازد.

 

از ویژگی های این اثر می توان به زاویه دید نویسنده اشاره کرد،ایشان به دلیلی نگته فلسفی صرفا به نقل حوادث تاریخی نپرداختند و توانستند به نوعی به تاریخ تحلیلی تفکر در ایران معاصر بپردازند. و ضمن توصیف نظرات متفکرین معاصر به نقد مبنایی نظرات آنها بپردازند و در واقع رویکرد ایشان در این کتاب توصیفی-تحلیلی است و به فراخور حال به نقد و داوری نیز می نشیند.و در این زمینه اثری بدیع به حساب می اید.

 

در جلد اول از کتاب رویارویی با تجدد نصری به بررسی نسبت ایرانیان با تجدد،از بعد از جنگ های ایران و روس تا مشروطه می پردازد و توجه خود را بیشتر به جریان ها و اتفاقات مهم معطوف می کند و  تحت عناوینی چون اصلاحات عباسی،امیر کبیر و دارالفنون،آخوند زاده و دین ستیزی،مستشارالدوله و حقوق ملت با بررسی آنها می پردازد.

 

جلد دوم کتاب که ناظر به زمان پهلوی تا عصر انقلاب اسلامی است بیشتر به شخصیت ها توجه کرده است در حالی که می توانست با نگاهی کلان این دوره را نیز جیان محور بررسی کند تا بین جلد اول و دوم اثر از این جهت گسست ایجاد نگردد.ایشان در این جلد نحوه مواجهه شخصیت هایی مانند فروغی،بازرگان،دکتر شریعتی،شهید مطهری،علامه جعفری،دکتر سروش،دکتر داوری و...را با همان رویکرد توصیفی و تحلیلی بازگو می کنند.

 

 

نویسنده در این کتاب با بررسی اولین جرقه های توجه ایرانیان به مدرنیته غربی این مسئله بنیادین را یادآور می شود که تجدد مسئله ما ایرانیان نبوده است بلکه مسئله اصلی پیدا کردن علل عقب ماندگی و یافتن راههایی برای پیشرفت بوده است لکن در این مسیر در دنیای کنونی ناگزیر از یافتن پاسخی برای این سوال محوری یعنی نسبت خود با تجدد هستیم.

 

او در مقدمه جلد اول چنین می گوید:"محور اصلی این کتاب نحوه مواجهه ما ایرانیان با عالم جدید است،صرف نظر از روابط سیاسی با غرب و دنیای جدید در مقطعی از تاریخ ناگزیر شدیم تا در باب عالم جدید تامل کنیم،این تاملات هم از سر ناچاری بود،نه شناسایی دقیق غرب و دنیای جدید،با تامل در پیشرفت های جهان غرب و عقب افتادگی خود،به دنبال راه چاره ای برای بدبختی ها و مصیبت های خود برآمدیم.در این مواجهه با پیشرفت های علمی و فنی،پیدایش مفاهیم جدید در اندیشه سیاسی و یک سلسله تحولات اجتماعی جلب نظر نمود،هر چند که ما به دنبال حل میائل خود بودیم . ریشه یابی و تحلیل این امور را چندان جدی نگرفتیم اما در طول زمان ناگزیر شدیم تا در باب نیبت خود با آنها تامل کنیم."    

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]