تاریخ انتشار خبر: 10 اسفند 1391 - ساعت 02:43:38
یک بال و دو پرنده

یک بال و دو پرنده

نویسنده هر بخش را به نام پرواز نهاده است. 6 پرواز برای دو کودکان مسلم.ابراهیم و محمد گاهی خود روایتگر قصه عاشورا می‌شوند. و مخاطب با آنان راهی کربلا می شود بسته شدن آب را می بیند ، خستگی شیطان را حس می کند و تلالو نگاه خورشید را برای فدا شدن می بیند.

یک بال و دو پرنده

محبوبه زارع

بوستان کتاب

نویسنده هر بخش را به نام پرواز نهاده است. 6 پرواز برای دو کودکان مسلم.

ابراهیم و محمد گاهی خود روایتگر قصه عاشورا می شوند. و مخاطب با آنان راهی کربلا می شود بسته شدن آب را می بیند، خستگی شیطان را حس می کند و تلالو نگاه خورشید را برای فدا شدن می بیند. این دو طفل، یتیمی خود را از زبان امام حسین ع می شنوند در حالیکه به دشمن نگاه می کردند به امام حسین ع گفتند جان ما نیز به فدای تو یا حسین.

پس از شهادت اباعبدالله به دستور ابن زیاد، طفلان مسلم تسلیم عبیدالله شدند و آنان را به کوفه برده به زندان افکندند. کوفه همان زندان مسلم بود و هنوز بوی غربت شهادت او به مشام بیداران کوفه می رسید . غربتی که پدر در شهر مردمان نامرد چشیده بود اکنون کودکان وی به چشم می دیدند.

چه کسی دیده است که دو طفل نا بالغ سبب تزلزل حکومت شوند آن هم حکومتی که پایه اش لرزان بوده است.

ابراهیم و محمد با سخنان خود زندان بان خفته را بیدار کردند و پیرزن درمانده را شادمان ساختند . هنوز داغ خون عباس در دل فرات آرام نشده بود که حارث مامور عبیدالله قاتل ناجوانمرد بود که خون دو کودک را بر لب فرات جارس کرد.

ابراهیم و محمد در آرزوی پرواز میان زمین و آسمان و ماندن و رفتن به نزد مادر و پرواز به سوی پدر ، پرواز را برگزیدند و با دلی مشتاق به سوی قتلگاه حرکت کردند.

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]