تاریخ انتشار خبر: 05 اسفند 1391 - ساعت 12:03:40
دشت های سوزان

دشت های سوزان

ماجراي دشت‌هاي سوزان در خوزستان عهد ناصرالدين شاه مي گذرد. آن زمان كه انگليسي ها افتاده اند به جان خاك اين منطقه و وجب به وجبش را دارند براي نفت بو مي كشند.

دشت های سوزان / صادق کرمیار/نیستان

پلنگ بزرگي آرام از پشت نخلي بيرون آمد و به تخت تركان خاتون نزديك شد. خادم ها مشغول كار خود بودند. پلنگ نزديك شد. تركان خاتون تكه اي ديگر از ماهي كند و بر دهان گذاشت و نورا خانم شروع به كشيدن قليان كرد. پلنگ به پاي تخت رسيد. تركان خاتون به قليان پك زد. پلنگ به بالاي تخت جهيد و آرام كنار تركان خاتون نشست و دم خود را جمع كرد. تركان خاتون دستي بر سر پلينگ كشيد و گفت: «كجا بودي دختر؟! نگفتي دلم برايت شور مي زند؟! هاي يك ماهي براي وريده بياور!"

 

" قطعا چند خط بالا بهترين بخش رمان دشت هاي سوزان نيست اما حتما با خواندنش مي توانيد بفهميد كه در اين رمان تاريخي بايد منتظر چه قصه هايي باشيد.ماجراي دشت‌هاي سوزان در خوزستان عهد ناصرالدين شاه مي گذرد. آن زمان كه انگليسي ها افتاده اند به جان خاك اين منطقه و وجب به وجبش را دارند براي نفت بو مي كشند.

 

 

 

 

 

 

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]