تاریخ انتشار خبر: 28 بهمن 1391 - ساعت 00:41:00
آفتاب در حجاب

آفتاب در حجاب

آفتاب در حجاب روايتي است از زندگي حضرت زينب. از كودكي تا عاشورا تا اسارت و تا وفات. اثري كه ماندگاري‌اش از حال پيداست.

آفتاب در حجاب

سید مهدی شجاعی

نشر نیستان

آفتاب در حجاب روايتي است از زندگي حضرت زينب. از كودكي تا عاشورا تا اسارت و تا وفات. اثري كه ماندگاري‌اش از حال پيداست. رماني كه به پشتوانه تحقيقات دقيق و عالمانه تاريخي و روايي،‌ به همه زواياي پنهان و آشكار زندگي و رفتار و درونيات حضرت زينب پرداخته است. شجاعي زبان روايتش را توي مخاطب انتخاب كرده، راوي داناي كلي است نامحدود كه در تمام روايت حضرت زينب را مخاطب قرار داده و روايتش را پيش مي‌برد.

فرمي كه در ادبيات داستاني ايران نمونه‌اش كمتر ديده شده. داستان از كابوس حضرت زينب در كودكي آغاز مي‌شود: چشم‌هاي اشك‌آلودت را به پيامبر دوختي، لب برچيدي و گفتي:«خواب ديدم، خواب پريشان ديدم. ديدم كه طوفان به پا شده است، طوفاني كه دنيا را تيره و تار كرده است. طوفاني كه مرا و همه چيز را به اين سو و آن سو پرت مي‌كند، طوفاني كه چشم به بنيان هستي دارد. ناگهان در آن وانفسا چشم من به درختي كهنسال افتاد و دلم به سويش پركشيد...» داستان از اين كابوس كه گواه رحلت پيامبر است و شهادت مادر و پدر و... آغاز مي‌شود و در انتهاي كتاب باز به همين خواب پريشان مي‌رسيم: «تعبير شد خواب كودكي‌هاي من پيامبر! و من اكنون با يك دنيا مصيبت و غربت تنها مانده‌ام...»

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]