تاریخ انتشار خبر: 27 دي 1391 - ساعت 00:41:14
خلوت مدیر

خلوت مدیر

رمان «خلوت مدیرٍ»مناسب جوانانی است که دوست دارند کمی از حال و هوای انقلاب یادی کنند البته زمان این رمان در دوره سلطنت محمد رضا شاه است .

خلوت مدیر

علی اکبر ولایتی

نشرنیستان

داستان درباره مدیر یک مدرسه است . آغاز داستان با ورود به اداره فرهنگ یا همان آموزش و پرورش خودمان آغاز می شود . این رمان مناسب جوانانی است که دوست دارند کمی از حال و هوای انقلاب یادی کنند البته زمان این رمان در دوره سلطنت محمد رضا شاه است .

حمید مهران مدیر جدید مدرسه پزشکیان است . زمان داستان مربوط به اواخر دوره محمد رضا شاه و شروع انقلاب می باشد .

وی در بدو ورود با معاون اول خود آشنا می شود فردی که به نوعی دست نشانده ساواک است با وجود چنین فردی در کنار خود احساس بدی دارد اما وقتی با مجد ناظم مدرسه یا معاون دیگرش آشنا می گردد کمی از ناراحتی او کاسته می شود . ارتباط مدیر و ناظم و صمیمیتی که در ابتدا لفظی بود بعد معنوی شده و سرچشمه تحولات وجودی مهران می شود .

طنز موجود در داستان شیرینی خاصی به آن داده است به گونه ای که توان فکر کردن در مورد هر چیز دیگری را از مخاطب می گیرد .

توصیف نویسنده در بیان شخصیت مهران و معاون بسیار خوب است . راوی داستان خود مهران است . زبان قصه ساده و روان می باشد . توصیه می شود به جوانانی که علاقه مند به دانستن اوضاع مدارس و تعلیم و تربیت در دوران پیش از انقلاب هستند حتما این کتاب را بخوانند .

کارشکنی ها و جاسوس بازی های معاون مدرسه و همدستی برخی دبیران تن فروش ، ورود دختر شایسته به مدرسه برای آموزش دروس دین ، همراه شدن با انقلاب و آغاز فصلی نو و انقلاب درونی برای مهران است ، اینها لیستی از نگاتیو رمانی است که قرار است با مهران پا بدان بگذارید . از تمامی جوانب این شخصیت در زیر ذره بین واکاوی شده است . شنیدن حدیث نفس و کنجکاوی های درونی آقای مدیر ، دقت و توجه به حالات همکاران برای شناخت آنها .....

همانطور که آغاز سخن خوب بود پایان خوبی هم داشت – مهران کرواتی را که مثل افسار می دانست از گردنش باز کرد و در آب جوی انداخت و خودش نیز به حرکت آب که در جریان بود نگاه می کرد .

نویسنده خیلی خوب به مخاطب کمک می کند که استرس و تنش های عصبی بوجود آمده برای شخصیت اصلی داستان را حس کند این هم حسی در طول داستان ظنزهای کوچک لابه لای کلمات و روایات مزاح گویی آقای مدیر با خودش و کنار هم قرار دادن تکه تکه های پازل برای حل معما با سرعت و دقتی که آقای مهران به خرج می دهد بر جذابیت داستان افزوده است . نمونه ای از حالات وی وقتی است که وی مجبور است دو مساله را با هم حل کند یکی بر گرداندن صندوقچه امانتی زیر تلی از خاک به گونه ای پنهانی و دیگری حل مشکل پسر عموی خود .

آقای مدیر که گویا چندمین مدیر این مدرسه است . برای اداره مدرسه رویه ی جدیدی بکار می گیرد وی با توسل به دانش و هوش خود و ارزیابی افراد بهترین برخورد و عکس العمل را در برابر همکاران و حتی ماموران ساواک از خود نشان می دهد .

نمونه ای از این هوشمندی وی را می توان حتی در برخورد با همکاران و دبیران مدرسه اش دید طی مکالماتی که بین دبیران صورت گرفت به عنوان اظهارنظر در مورد یکی از دانش آموزان بی بضاعت خود که خیلی صادقانه نظر خود را در مورد مساله ای مطرح کرده بود جریان را به گونه ای جهت دهی می کند که در نهایت به کمک دانش آموزان بی بضاعت مدرسه ختم می شود . در این نوشته مخاطب شاهد جنب و جوش نوجوانانی است که تا دیروز بچه گانه فکر کردند و حالا به راهنمایی ناظم ناگهان بزرگ شد .

یادداشت از مشیری

 
 

 

 

 

 

 

 

نظرات شما
[کد امنیتی جدید]